جوادلندوک

۱۳ مطلب با موضوع «تاریخ» ثبت شده است

تصاویری زیبا از هرم‌های باستانی عجیب در کشور سودان

تصاویری زیبا از هرم‌های باستانی عجیب در کشور سودان

به تازگی کشور سودان تصمیم گرفته است اقدامات امنیتی و حفاظتی ویژه‌ای برای محافظت از اهرام باستانی در این کشور انجام دهد.

تصاویری زیبا از هرم‌های باستانی عجیب در کشور سودان

گفتنی است، این هرم‌های تاریخی به نام Meroe در منطقه AL- Bagrawiya در 200 کیلومتری دارفور قرار دارد.

تصاویری زیبا از هرم‌های باستانی عجیب در کشور سودان

بررسی‌ها نشان می‌دهند، این هرم‌ها در ابعاد مختلف از ارتفاع 10 تا 30 متری در این منطقه قرار دارند و باستان‌شناسان قدمت ساخت آنها را بین 300 تا 720 سال قبل از میلاد برآورد کرده‌اند.

تصاویری زیبا از هرم‌های باستانی عجیب در کشور سودان

این هرم‌ها یکی از منابع اقتصادی و گردشگری در کشور سودان است که در چند سال اخیر به خاطر وقوع جنگ بین سودان جنوبی و شمالی این قطب گردشگری دچار فراموشی شده بود.

این هرم‌ها با الهام از معماری فراعنه مصر باستان، تمدن یونان و رم ساخته شده و جزء میراث جهانی یونسکو قرار دارند.

منبع:

Www.yjc.ir

Www.javadlandook@gmail.com

جوادلندوک

۱۹ ارديبهشت ۹۴ ، ۱۱:۲۱ ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
جوادلندوک

درباره جنبش رمانتیک

درباره جنبش رمانتیک

نمونه ای از نقاشی سبک رمانتیک

ترجمه: حمیده احمدیان راد

مکتب هنری رمانتیک جنبشی فرهنگی بود که در اروپا آغاز شد. این جنبش را تا حدی می توان واکنشی به انقلاب صنعتی محسوب کرد که در طول همان دوره زمانی رخ داده بود. جنبش رمانتیک، تفکر فلسفی، ادبیات، موسیقی و هنر را تحت تأثیر قرار داد.
چه موقع سبک هنری رمانتیک محبوبیت پیدا کرد؟

جنبش رمانتیک در پایان قرن 18 میلادی آغاز شد و در اوایل قرن 19 میلادی به اوج خود رسید. همچنین جنبش رمانتیک از پایان جنبش باروک آغاز شد و به دنبالش جنبش رئالیسم به وجود آمد.

ویژگی های هنر رمانتیک

هنر رمانتیک بر پایه احساسات، واکنش های عاطفی و انواع حالات از جمله معنویت، تخیل، رمز و راز و اشتیاق متمرکز شده است. موضوعات آن نیز گسترده و متنوع است و مناظر، مذهب، انقلاب و زیبایی صلح را در بر می گیرد. شیوه استفاده از قلمو هم در هنر رمانتیک آزادتر است و از دقت کمتری برخوردار است. دیوید فریدریش، هنرمند بزرگ سبک رمانتیک به طور خلاصه درباره این مکتب گفته: «احساس هنرمند قانون او است».

نمونه هایی از آثار سبک هنری رمانتیک

سرگردان بر فراز دریا و مه (کاسپار دیوید فریدریش)

شاید هیچ نقاش جنبش رمانتیک بهتر از کاسپار دیوید فریدریش در نقاشی سرگردان بر فراز دریا و مه نتوانسته باشد این سبک هنری را به تصویر بکشد. در این تصویر مردی در نوک یک پرتگاه صخره ای ایستاده و پشتش به بیننده است و از بالای ابرها و جهان به تماشا مشغول است. بیننده در این نقاشی هیبت طبیعت و همچنین ناچیز بودن مرد را حس می کند. این اثر هنری کار انتقال احساسات را خیلی خوب انجام می دهد.

مثالی از هنر جنبش رمانتیک

سرگردان بر فراز دریا و مه اثر کاسپار دیوید فریدریش مثالی از مکتب هنری رمانتیک به شمار می رود. (برای مشاهده تصویر بزرگ تر روی تصویر بالا کلیک کنید.)

سوم ماه مه 1808 (فرانسیسکو گویا)

سوم ماه مه 1808 زاویه متفاوتی از هنر رمانتیک، یعنی جنبه انقلابی آن را نشان می دهد. این نقاشی اثر فرانسیسکو گویا است. این نقاشی بزرگداشت مقاومت اسپانیا در مقابل فرانسه و ارتش ناپلئون است. نقاشی سوم ماه مه 1808، نمونه ای از واکنش های عاطفی و احساسی عصر رمانتیک است. این اثر هنری همچنین یکی از اولین نقاشی هایی است که در آن به وحشت ناشی جنگ اعتراض شده است.

مثالی از هنر جنبش رمانتیک

نقاشی سوم ماه مه 1808 اثر فرانسیسکو گویا. برای مشاهده تصویر بزرگ تر روی تصویر بالا کلیک کنید.

جام تیتان (توماس کول)

این نقاشی حس فوق العاده ای را منتقل می کند. تیتان ها از اساطیر یونانی هستند. در افسانه های یونانی آنها غول هایی بودند که قبل از خدایانی مانند زئوس حاکم جهان بودند. اندازه جامی که در این نقاشی دیده می شود به شما درباره این که تیتان ها چقدر عظیمند ایده می دهد. جزئیات موجود در این نقاشی، از جمله قایق های بادبانی داخل جام و ساختمان های موجود در کناره جام هم احساس عظمت را به نقاشی اضافه می کند.

نمونه ای از هنر سبک رمانتیک

جام تیتان اثر توماس کول. برای مشاهده تصویر بزرگ تر روی تصویر بالا کلیک کنید.

معروف ترین هنرمندان عصر رمانتیک

-ویلیام بلیک- نقاش انگلیسی سبک رمانتیک که فیلسوف و شاعر نیز بود.
-توماس کول- هنرمند آمریکایی که به خاطر کشیدن مناظر و همچنین تأسیس جنبش هنری مکتب رود هادسون مشهور است.
-جان کانستبل- نقاش رمانتیک انگلیسی که به خاطر نقاشی هایش از حومه های انگلیس مشهور است.
-اوژن دولاکروا- بهترین نقاش رمانتیک فرانسوی است. نقاشی های دلاکروا اغلب صحنه های درام و جنگ را به تصویر کشیده.
-کاسپر دیوید فریدریش- هنرمند آلمانی که مناظر عالی ای را به تصویر کشیده و در آنها اغلب قدرت طبیعت را نشان داده است.
-هنری فیوزلی- نقاش رمانتیک انگلیسی که به نقاشی در زمینه ماوراء الطبیعه علاقه مند بوده. معروف ترین نقاشی وی کابوس نام دارد.
-توماس گینزبارو- هنرمند رمانتیک در زمینه کشیدن پرتره است که نقاشی پسر آبی او معروف است.
-فرانسیسکو گویا- هنرمند اسپانیایی که به خاطر آثار هنری تیره و تارش و همچنین اعتراضاتش به جنگ معروف است.
J.M.W-. ترنر- هنرمندی انگلیسی است که از مناظر نقاشی می کرده. وی برای بیان احساسات و قدرت طبیعت از ضربات قلمو زیاد استفاده می کرده است.

حقایقی جالب درباره مکتب هنری رمانتیک

-با ظهور مکتب رمانتیک برای اولین دفعات در تاریخ هنر، مناظر موضوع قابل توجهی برای کشیدن نقاشی شدند.
-همزمان با جنبش رمانتیک، جنبش هنری دیگری به نام نئوکلاسیسم نیز جای خود را باز کرد. نئوکلاسیسم با مکتب رمانتیک بسیار متفاوت بود و بر اهداف اخلاقی، استدلال و نظم و انضباط تمرکز داشت.
-ادبیات رمانتیک آثار ادگار آلن پو، رالف والدو امرسون، ویلیام وردزورث، جان کیتس و ناتانیل هاتورن را در برمی گیرد.

منبع:

http://www.ducksters.com/history/art/romanticism.php

Www.javadlandook@gmail.com

جوادلندوک

۰۹ ارديبهشت ۹۴ ، ۱۵:۰۶ ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
جوادلندوک

نواحی شکل گیری تمدن در فلات ایران

نواحی شکل گیری تمدن در فلات ایران

هخامنشیاندر فلات ایران زندگی در نواحی رشته کوه های عظیمی که آن را احاطه کرده اند و یا در واحه ها امکان دارد. البته در دشت های پهناور داخلی و خارجی ایران هم زندگی وجود دارد.

دلیل این که زندگی تنها در این مناطق از فلات ایران ممکن است این است که فرورفتگی مرکزی ایران که بستر یک دریای خشک شده است، ناحیه ای بی آب و علف است. این فرورفتگی درواقع یکی از بی آب و علف ترین و بایرترین کویرهای جهان است. این منطقه به دو قسمت تقسیم می شود: دشت کویر در شمال و دشت لوت در جنوب.

در دشت کویر که یک سلسله جلگه های گل آلود و نمکزار است هیچ چیز نمی روید و هیچ جانوری زندگی نمی کند. در این منطقه تنها در اطراف گودی هایی که نمک آنها کمتر است زندگی امکان پذیر است. این مناطق که در آنها قابلیت زندگی وجود دارد، واحه نام دارند.

ولی کویر لوت ناحیه ای کاملاً خشک است که صحراهای بزرگ آسیای مرکزی مانند گبی در مقایسه با آن حاصلخیز به نظر می رسند. رشته کوه های عظیمی که اشاره شد حول فلات ایران را فراگرفته اند و زندگی در آنها امکان پذیر است همین فرورفتگی بی آب و علف را احاطه کرده اند.

تحقیقات باستان شناسی نیز نشان داده انسان عهد حجر که تازه از کوه فرود آمده و در دشت ساکن شدند بر روی همان مسیر کمانی شکل اطراف کویر نمک مستقر شده بودند. قرارگاه های انسانی ای که تاکنون شناخته شده در کاشان (سیلک)، قم، ری و دامغان بوده است.

در غرب فلات ایران سلسه کوه های زاگرس قرار دارند که از شمال غربی به جنوب شرقی کشیده شده اند و بیش از 1000 کیلومتر طول و 200 کیلومتر عرض دارند. این کوه ها چین های موازی متعددی دارند و نیز دره هایی که 50 تا 100 کیلومتر طول و 10 تا 20 کیلومتر عرض دارند.

مراتع واقع در دامنه های مرتفع کوه های زاگرس بقایای جنگل های انبوهی هستند که زمانی منطقه را فراگرفته بود. در دره های مرتفع این کوه ها درختان میوه نیز می رویند.

در قسمت مرکزی زاگرس یک برآمدگی تیز جدا می شود و به سوی مغرب می رود و داخل دشت بین النهرین می گردد و پیچی را در رود دجله ایجاد می کند. از آغاز همین بریدگی که در ناحیه لرستان کنونی است کاسیان در هزاره دوم قبل از میلاد به بابل حمله کردند و نزدیک به 5 قرن بر آن جا مسلط بودند.

در قسمت شمالی مثلث فلات ایران سلسله کوه های البرز قرار دارند. بلندترین قله این کوه ها دماوند نام دارد که بیش از 5672 متر ارتفاع دارد. این کوه ها در امتداد سواحل منحنی شکل جنوب دریای خزر کشیده شده اند و سد مرتفع و باریکی را تشکیل داده اند. سد کوه ها باعث شده ناحیه ساحلی گیاهان فراوانی داشته باشد و همین سد این ناحیه را از منطقه بیابانی مرکزی جدا کرده است.

سلسله کوه های البرز به آذربایجان غربی می رود که چنان که می دانیم دریاچه شور ارومیه در آن قرار دارد. ان منطقه نیز دره های حاصلخیزی دارد که محصولات متعدد در آنها کاشته می شود.

آذربایجان یکی از دو شکاف در کوهستان های دورادور ایران است. از همین شکاف در طول تاریخ مادها، پارس ها، کردها، مغولان و ترکان تاتار وارد ایران شده اند و در دره های اطراف دریاچه ارومیه ساکن شده اند. به این ترتیب درواقع سلسله های ماد و پارس از این ناحیه پاگرفته اند. از آن جا که این ناحیه مدخل ایران است بسیاری از مهاجمان نیز از همین ناحیه به ایران هجوم می آوردند. این مهاجمان از جلگه های روسیه جنوبی و قفقاز می آمدند. در نتیجه شاهنشاهی پارس ها قرن ها با ایجاد استحکاماتی در این منطقه کوشیدند جلوی ورود مهاجمان را سد کنند.

سلسله کوه های البرز در مشرق، کوه های خراسان را ایجاد می کند. این کوه ها دره های حاصلخیزی دارد.

چندان مرتفع نیستند و عبور از آنها آسان است. این ناحیه به خاطر وضعیت جغرافیایی اش دومین مدخل برای نفوذ به داخل فلات ایران است. امواج مهاجمانی که از دشت های آسیای میانه می آمدند از این راه به داخل فلات ایران سرازیر می شدند. به این ترتیب خراسان نیز مانند آذربایجان چهارراه اقوام بوده اند. این ناحیه تا آخر قرن نوزدهم میلادی مورد تاخت و تاز ترکمانان قرار می گرفته است.

دره اترک و دشت گرگان، بین دریای خزر و کوه های البرز نیز واحه های طبیعی مهاجرت به سوی ایران بوده اند. پادشاهان ساسانی برای دفاع از خود در آن جا دیواری آجری به طول چندین کیلومتر بنا کردند که بقایای آن هنوز دیده می شود. از این منطقه واقع در شمال شرقی ایران چندین سلسله مانند اشکانیان، صفویه و قاجاریه ریشه گرفته اند.

یک رشته کوه جنوبی به نام مکران، سلسله کوه های دورادور مثلث ایران را تکمیل می کند. دو محل عبور در رشته کوه مکران وجود دارد. یکی راه بندرعباس در کنار دریای عمان و دیگری راهی که به سوی مشرق و به طرف بلوچستان و کویته پاکستان می رود.

در دشت های پهناور داخلی و خارجی ایران هم امکان زندگی وجود دارد. مهم ترین دشت ها، دشت خوزستان است که در جنوب غربی فلات ایران واقع شده. این دشت در قدیم سوزیانا نامیده می شد. این دشت از لحاظ جغرافیایی امتداد دشت بین النهرین است. دشت خوزستان در رشته کوه های زاگرس هم ادامه یافته. سوزیانا ناحیه ای بود که در زمان های خیلی قدیم تمدن در آن به وجود آمد و تمدن آن در اقوام کوهستانی بدوی و نیمه بدوی که در آن منطقه زندگی می کردند هم اثر کرد. در این دشت، بزرگ ترین شهر شاهنشاهی های ایران یعنی شوش ایجاد شد. شوش مرکزی اداری بود و با وسایل ارتباطی به آسانی با بین النهرین و آسیای غربی ارتباط داشت.

ایران یک دشت خارجی هم دارد که در پشت کوه های مجاور دریای خزر قرار دارد. سد بلند این کوه ها جلوی ابرها را می گیرد و موجب بارندگی فراوان بر این قطعه زمین باریک که بسیار حاصلخیز است می شود. این ناحیه، ناحیه حاره ایران است و از بیشه ها و باتلاق ها و جنگل ها پوشیده شده است. در این ناحیه محصولات متعدد و انواع مواد غذایی مورد نیاز مردم ایران به دست می آید. البته دشت های خارجی در توسعه تمدن ایران در درجه دوم اهمیت قرار دارند.

منبع:

Www.020.ir

Www.javadlandook@gmail.com

جوادلندوک

۱۵ فروردين ۹۴ ، ۰۹:۲۱ ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
جوادلندوک

مکان جغرافیایی پایتخت های ایران

مکان جغرافیایی پایتخت های ایران

پایتخت های ایران از زمان شکل گیری نخستین پادشاهی یعنی پادشاهی ماد رو به بیابان و در طول دو جاده اصلی قرار داشته اند. این جاده های اصلی در کناره های داخلی دو رشته کوه بزرگ البرز و زاگرس کشیده شده اند. یک جاده، جاده ای است که از مغرب به مشرق و به موازات کوه های البرز کشیده شده. شهرهای هگمتانه (همدان)، قزوین، تهران و ری، شهر صد دروازه (دامغان) و هرات در این جاده واقعند. جاده دیگر جاده جنوبی است و شهرهای اصفهان، پاسارگاد، اصطخر، تخت جمشید و شیراز در آن قرار دارند.

مراکز دینی کشور نیز در طول همان خطوط طبیعی ارتباطی قرار داشته اند و حتی امروزه هم درواقع دو شهر مقدس مشهد و قم یکی در جاده شرقی-غربی و دیگری در جاده شمالی-جنوبی واقع شده اند.

دلیل این که پایتخت های ایران و یا شهرهای مذهبی در این مکان های جغرافیایی قرار گرفته اند این است که زندگی در فلات ایران در رشته کوه های عظیمی که آن را احاطه کرده اند و یا در واحه ها امکان دارد. (البته در دشت های پهناور داخلی و خارجی ایران هم زندگی وجود دارد.) دلیل این هم که زندگی تنها در این مناطق از فلات ایران ممکن است و در مناطق داخلی امکان پذیر نیست این است که فرورفتگی مرکزی ایران که بستر یک دریای خشک شده است، ناحیه ای بی آب و علف است.

منبع:

برداشتی آزاد از کتاب ایران از آغاز تا اسلام، تألیف پرفسور رمان گریشمن، ترجمه دکتر محمد معین، تصحیح دکتر میترا مهرآبادی

Www.020.ir

Www.javadlandook@gmail.com

جوادلندوک

۱۵ فروردين ۹۴ ، ۰۹:۱۸ ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
جوادلندوک

انسان های نخستین ایران

انسان های نخستین ایران

حمیده احمدیان راد

آثار انسان های نخستین ایرانتاریخ سکونت انسان در ایران به 200 هزار سال قبل می رسد یعنی انسان ها از دوران پارینه سنگی قدیم (عصر حجر قدیم) در فلات ایران زندگی می کردند. این موضوع با کشفیات جدید باستان شناسی در غار دربند رشی گیلان مشخص شده. دوره پارینه سنگی قدیم از حدود 2500000 تا200000  سال قبل در نظر گرفته می شود.

انسان های عصر پارینه سنگی قدیم ایران در 200 هزار سال قبل از غار دربند رشی به عنوان محل سکونت کوتاه مدت استفاده می کردند. آنها از سنگ‌های آذرین و چخماق ابزارهای سنگی مانند درفش می ساختند. باستان شناسان با کشف بقایای سنگواره های گوزن و بزکوهی دریافتند گونه‌ های علفخوار نیز در منطقه (اطراف کوه درفک) زندگی می کردند و انسان‌های آن دوران که برای رفع گرسنگی به این جانوران نیاز داشتند می‌توانستند آنها را شکار کنند .نکته جالب دیگر کشف بقایای خرس بزرگ جثه ای در این غار است. این خرس گونه منقرض شده ای است که تاکنون کسی نمی دانسته در ایران هم زندگی می کرده است.

این کشفیات شاید چشم اندازی از زندگی سخت ساکنان اولیه ایران به دست دهد. البته برخی احتمال می دهند آغاز زندگی انسان در ایران به 200 هزار سال قبل محدود نباشد و حتی به 800 هزار سال قبل بالغ شود.

غار بندرشی گیلانبه طورکلی عصر پارینه سنگی پیش از آن که آخرین عصر یخبندان زمین پایان یابد آغازشد. انسان های عصر پارینه سنگی در دورانی زندگی می کردند که در آن زمستان ها طولانی تر و تابستان ها کوتاه تر از حالا بوده است. در سراسر سال برف نه تنها در قله کوه ها بلکه در اعماق دره ها نیز باقی می مانده است. انسان های آن دوران از سرما رنج می برده اند و اگر غاری می یافتند که می توانستند در آن از خود در برابر سرمای منجمد کننده محافظت کنند خوشحال می شدند. به همین دلیل به آنها انسان غارنشین هم می گویند هرچند که چه بسا در واقع در غار هم زندگی نمی کردند.

تا پیش از کشفیات غار دربند رشی گیلان، باستان شناسان آغاز زندگی انسان در ایران را دوره پارینه سنگی میانه یا عصری موسوم به عصر موستری می دانستند. عصر موستری به دوره صنایع ساخت ابزار سنگی از سنگ چخماق مربوط به 100 هزار سال قبل گفته می شود. انسان های دوره پارینه سنگی میانه با سفر از جایی به جایی دیگر به شکار می پرداختند و مواد غذایی جمع می کردند و شانس زیادی برای سکونت در یک جا نداشتند.

بعد از عصر پارینه سنگی میانه، عصر پارینه سنگی جدید شروع می شود. به این ترتیب عصر صنعت موستری هم به پایان می رسد و عصر صنعت جدیدتر سنگ چخماق آغاز می شود. این عصر احتمالاً از 36000 قبل شروع شده و تا 10 هزار سال قبل ادامه داشته.

منبع:

Www.020.ir

Www.javadlandook@gmail.com

جوادلندوک

۱۵ فروردين ۹۴ ، ۰۹:۱۴ ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
جوادلندوک

ایران پس از عصر یخبندان

ایران پس از عصر یخبندان

کوزه منقوش مربوط به ایران قبل از تاریخزمانی که هنوز بیشتر اروپا در عصر یخبندان به سر می برد و از توده های یخ پوشیده شده بود، فلات ایران شروع به عبور از دوره باران کرد. در این دوره حتی دره های مرتفع ایران نیز در زیر آب قرار گرفتند. بخش مرکزی فلات ایران که امروزه بیابان نمکزار بزرگی است، در آن زمان دریاچه ای وسیع یا دریایی داخلی بوده که رودهای بسیاری از کوه های بلند به سوی آن سرازیر می شده اند. بقایای ماهیان و صدف ها نه تنها در این بیابان بلکه در دره های مرتفع نیز به دست آمده.

بعد از آن در عهدی که آن را می توان بین 10000 تا 15000 سال قبل تخمین زد، بار دیگر تغییراتی تدریجی در آب و هوای ایران به وجود آمد. به این ترتیب که عهد بارانی از بین رفت و باران کم شد و عهدی که به اصطلاح آن را عهد خشک می نامند و هنوز هم ادامه دارد جانشین آن شد.

با آغاز دوره بی آبی دره ها هم شروع به خشک شدن کردند. دریاچه عظیم مرکزی نیز کوچک شد. این درحالی است که رودها در سواحل آن گل و لای حاصلخیزی به جا گذاشته بودند. در نتیجه این منطقه از مراتع و مرغزارهای انبوه پوشیده شد. جانورانی که در کوه ها زندگی می کردند و انسان پیش از تاریخ غذایش را از آنها تأمین می کرد به سمت چمنزارهایی که تازه به وجود آمده بودند فرود آمدند و انسان هم آنها را تعقیب کرد و در دشت ساکن شد. در این زمان انسان که برای تهیه خوراک خود به شکار می پرداخت از حیله بیش از قدرت استفاده می کرد. براساس حفاری هایی که در کوه های بختیاری در شمال شوشتر انجام شد مشخص شد انسان این دوران طرز استفاده از چکش و تبر را می دانست و به وسیله صیقل دادن از ناهنجاری های ابزارش می کاست. همچنین در این زمان دیگر ابزار استخوانی از قبیل درفش که از استخوان حیوانات ساخته می شد خیلی کمتر از مصنوعات سنگی رایج بود. انسان نوعی ظرف ناهموار سفالی هم مورد استفاده قرار می داد که به طور ناقصی پخته شده بود.

در این عهد، انسان پیش از تاریخ ایران در سوراخ هایی که در کناره های پردرخت کوه ها حفر می کرد و شاخه های درختان سقف آن را تشکیل می داد زندگی می کرد یا این که از غارها یا پناهگاه های سنگی ای که اغلبشان بستر زیرزمینی رودهای قدیمی بودند به عنوان محل زندگی استفاده می کرد. سپس یاد گرفت آلونک هایی از شاخه های درختان درست کند. اما بعد به زودی چینه های مخروبه محقری روی بقایای خانه های قدیمی تر ساخت.

وقایع هزاره پنجم قبل از میلاد

از عهدی که تاریخ آن را می توان حدود هزاره پنجم قبل از میلاد قرار داد پیشرفتی در تمدن ساکنان فلات ایران به وجود آمد. این تمدن از وضع طبیعی زمین، آب و هوا، تماس با ملت های همسایه و همچنین هجوم و مهاجرت تأثیر می گرفت. اما باز هم بسیاری از رویدادهای آن زمان ناشناخته باقی مانده است. انسان این دوران همچنان که به شکار ادامه می داده، فعالیت های کشاورزی را هم گسترش داده و بعد توانسته به ذخیره آذوقه هم بپردازد. چرا که استخوان های گاو و گوسفند اهلی در بقایای این عهد یافت شده. در این زمان پیشرفتی در فن کوزه گری صورت گرفت و ظروف نقش دار ساخته شد. تعداد زیادی حلقه های دوک که از گل رس پخته یا سنگ ساخته شده هم نشانه آن است که این انسان ها مراحل ابتدایی صنعت نساجی را می دانستند. البته باز هم ابزار کار آنها همه از سنگ بوده. به عنوان مثال تیغه کارد را از سنگ چخماق می ساختند و تیغه داس و تبر صیقلی شده و نیز ابزار تراش دادن از جنس سنگ داشته اند.

در اواخر این عهد نخستین اشیای کوچک مسی ساخته شد. به این ترتیب انسان های آن دوران نخستین فلزی را که می توانستند مورد استفاده قرار دهند شناختند که همان مس بود. منتها هنوز طرز ذوب کردن آن را نمی دانستند.

اهلی کردن نخستین حیوانات شاید با انگیزه داشتن چهارپایانی برای قربانی کردن بوده اما نقش بسیار زیادی در توسعه تمدن داشته. حیوان اهلی می توانسته خوراک و پوشاک انسان را تأمین کند و همچنین برای کار یا حمل و نقل مورد استفاده او قرار گیرد. با اهلی کردن جانوران دیگر بشر برای تهیه خوراک روزانه خود مجبور نبود به شکار کردن بپردازد. وی همچنین توانست تولید کننده شود. به این ترتیب انسان وارد نخستین مرحله در راه توسعه تجارت یعنی ایجاد مواد اضافی شد و توانست آنها را با مواد دیگر مبادله کند. البته تجارت از قبل به وجود آمده بود که آثار آن نه تنها در ایران بلکه در سایر نقاط جهان هم وجود دارد. درنهایت انسان این دوره به کشاورز روستایی تبدیل شد که یکی از بزرگ ترین تحولات جامعه بشری بوده و نتایج آن تا امروز نیز ادامه دارد.

وقایع هزاره چهارم پیش از میلاد

با این تحولات در هزاره چهارم قبل از میلاد در ایران خانه ها وسیع تر شد و درهایی برای آنها در نظر گرفته شد البته درها کوتاه بودند و از 80 تا 90 سانت بالاتر نمی رفتند. پنجره هم رایج شد که معمولاً رو به کوچه باز می شد. قطعات سفالی بزرگی در دیوار کار می گذاشتند که خانه را از رطوبت حفظ می کرد. چینه جایش را به خشت گلی داد که تازه اختراع شده بود. سپس آجر جای این خشت را گرفت. ابتدا آجر بیضی شکل مورد استفاده قرار می گرفت اما بعد کنار گذاشته شد و آجر صاف و مستطیل شکل که با خاک نرم ساخته می شد و هنوز هم مورد استفاده قرار می گیرد جای آن را گرفت. امتیازی که آجر بر چینه داشت این بود که به دیوار نظم بیشتری می داد. همچنین انسان این دوران با رنگ قرمز دیوار اتاق ها را رنگ می کرد. رنگ سفید هم در این عصر پدید آمد. رنگ وسیله تزیین داخلی به شمار می رفت. دیوارها را برای به خاطر نور و سایه با فرورفتگی و برجستگی می ساختند و پی آنها گاهی بر سنگ های خشک قرار می گرفت. محله های دهکده نیز کوچه های تنگ و پیچ در پیچ بودند.

در این دوران فلز به تدریج برای ساختن ابزار مورد استفاده قرار گرفت درحالی که سنگ هنوز ارزش اولیه خود را حفظ کرده بود. مس را هنوز چکش کاری می کردند ولی ذوب نمی کردند. علاوه بر استخوان های جانوران اهلی، استخوان های نوعی سگ تازی و اسبی از نوع برزژوالسکی نیز به دست آمده. این اسب، چهارپای کوچک تنومندی بوده و به نظر می رسد حد واسط بین گورخر و اسب جدید باشد. به کارگیری این چهارپایان مشکل مسافرت و حمل و نقل را حل کرد و از سوی دیگر کشت در مزارع را آسان تر کرد. دهکده ها به سرعت ترقی کردند. بشر از مدتی قبل تر خیش را مورد استفاده قرار می داد و با توسعه فعالیت در عرصه کشاورزی بیش از پیش اجتماعی شد. وی به این ترتیب برای ساخت خانه، هموار کردن زمین و آبیاری از کمک همسایگان بهره می برد.

در این دوره پیشرفتی قطعی در صنعت کوزه گری ایجاد شد و آن اختراع چرخ و کوره آجرپزی بود. همچنین در این زمان فلات ایران زادگاه اصلی ظروف نقش دار شد. این واقعه نخستین بار در 4000 قبل از میلاد به وسیله کوزه گر ماقبل تاریخ ایرانی صورت گرفت.

در این زمان تجارت بیش از پیش گسترش پیدا کرد، بده بستان کالا رایج شد و بشر هرچه را که تولید می کرد می توانست در تجارت به عنوان پول رایج به کار برد. در این دوران جو و گندم که بومی ایران است از ایران به مصر و سپس به اروپا وارد شد. همان طور که ارزن از هند به جاهای دیگر رفت.

همان طور که تجارت توسعه می یافت انسان لازم می دید بارها و یا محتویات خمره ها تضمین و مراقبت شوند تا یک کالا دست نخوره تسلیم خریدار شود. درنتیجه برای تشخیص مالکیت مهر به وجود آمد. اولین مهرها به این شکل بودند که روی کلوخه ای از گل رس علامت گذاری انجام می شد و این مهر در دهانه خمره قرار داده می شد و یا با طنابی به آن بسته می شد. در این مرحله از تمدن فلات ایران، پیشرفت قابل ملاحظه ای در تمام رشته های فعالیت های بشری رخ داد. اختراع خط در اواخر 4000 قبل از میلاد انجام شد.

وقایع هزاره سوم پیش از میلاد

چنان که گفته شد اختراع خط در اواخر 4000 قبل از میلاد انجام شد. اندکی بعد در طول آخرین قرن های مربوط به 3000 قبل از میلاد تمدنی در شوش به وجود آمد که به شدت زیر نفوذ تمدن بین النهرین قرار داشت ولی در عین حال خط مخصوص به خود را داشت. این خط عیلامی مقدم نامیده می شود. در هزاره سوم قبل از میلاد سراسر ساحل جنوبی خلیج فارس به محل مبارزه ای دایم بر ضد نفوذ قوی و مداوم فرهنگ بین النهرین تبدیل شد. نقاط دیگر ایران هم تحت تأثیر فرهنگ های مختلف قرار داشتند. در این زمان ایران شاهراهی برای انتقال افکار بود. همچنین در این هزاره پادشاهی های بزرگ بین النهرین در حیات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی خود پیشرفت زیادی حاصل کردند. نتیجه این پیشرفت توجه به ایران بود که هم همسایه آنها بود و هم ثروت معدنی زیادی داشت. درنتیجه درگیری ها و لشکرکشی های متعدد دو جانبه از ویژگی های این دوره محسوب می شود.

برجسته ترین حادثه در در هزاره دوم قبل از میلاد ظهور عناصری از فرهنگ هندواروپایی در ایران است.

از این زمان به بعد ایران وارد عصر تاریخی می شود.

منبع:

برداشتی آزاد از کتاب ایران از آغاز تا اسلام، تألیف پرفسور رمان گریشمن، ترجمه دکتر محمد معین، تصحیح دکتر میترا مهرآباد

Www.020.ir

Www.javadlandook@gmail.com

جوادلندوک

۱۵ فروردين ۹۴ ، ۰۹:۱۱ ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
جوادلندوک

نژاد و دین ساکنان ایران قبل از ورود آریایی ها

نژاد و دین ساکنان ایران قبل از ورود آریایی ها

حمیده احمدیان راد

مطالعاتی که بر روی استخوان های ساکنان قدیمی ایران انجام شده، نژادهای کاملاً همانند و یکسانی را نشان نمی دهد. از یک سو ظاهراً پیش از ورود آریایی ها دو نژاد از انسان صورت مستطیلی (انسانی که طول جمجمه اش تقریباً یک چهارم از عرضش بیشتر است) در ایران زندگی می کرده اند. آنها دو شاخه از نژادی به نام مدیترانه ای (بحرالرومی) بوده اند. از سوی دیگر نیز می توان به عیلامی ها اشاره کرد که پوست سیاهی داشتند و احتمال دارد که از دره سند به ایران آمده باشند.

نژاد مدیترانه ای در عهد ماقبل تاریخ در سراسر آسیای غربی و از دریای مدیترانه تا ترکستان روسیه و دره سند پراکنده بودند. این دو شاخه مدیترانه ای به نام آسیانی مشهورند. آسیانی به معنی نژادی از بشر است که نه به دسته سامی ها تعلق داشته و نه به دسته هندواروپایی ها (درنتیجه این اصطلاح در واقع جنبه منفی دارد). برخی از دانشمندان این نژاد را قفقازی یا خزری و یا یافثی هم نامیده اند. این دو شاخه به زبانی مشترک سخن می گفتند.

اقوام آسیای غربی از نظر داشتن منشأ آسیانی با هم مشترکند. این نژاد در آسیای غربی فرهنگ و هنری را به وجود آورد که متعلق به این منطقه دانسته می شود و در ایران تمدن آنها با ظروف سفالین منقوش شناخته می شود.

تا همین اواخر نژاد عیلامی ها یعنی مهم ترین سکنه ایران پیش از ورود آریایی ها هم جزو نژاد آسیانی در نظر گرفته می شد ولی در حال حاضر این نظریه مطرح است که نژاد عیلامی نزدیک به نژاد سومری و یا دراویدیان (در پاکستان کنونی) بوده. به این ترتیب براساس یک نظر عیلامی ها در حدود 3500 سال پیش از میلاد از ناحیه جنوبی دره سند و از راه دریا به سرزمین عیلام آمده اند.

عیلامی ها پوست سیاهی داشتند که شبیه به دراویدیان بوده. سبک کوزه های آنها هم شبیه آنهایی است که در دوره ای در شمال هندوستان وجود داشت. برخی از دانشمندان عقیده دارند زبان آنها که انزانی نام دارد با زبان دراویدیان هم ریشه بوده است. ولی برخی دیگر عقیده دارند زبان آنها با سومریان و دراویدیان فرق داشته. براساس یک نظر زبان انزانی با زبان های اورال و آلتایی نزدیک بوده است. این زبان شاخه ای از زبان های شاخه نژاد زرد مانند مغول ها و تاتارها است.

پیکره ای از یک رب النوع، مربوط به 3300 تا 2900 قبل از میلاد مربوط به ایران یا بین النهرین

دین قدیمی ترین ساکنان ایران

اطلاعات زیادی درباره دین قدیمی ترین ساکنان ایران وجود ندارد. اما از آن جا که ریشه نژادی ساکنان اولیه بین النهرین با ساکنان فلات ایران یکی بوده براساس دین ساکنان اولیه بین النهرین درباره دین ساکنان قدیمی ایران نیز قضاوت می شود. ساکنان اولیه بین النهرین معتقد بودند که حیات، آفریده یک رب النوع است و جهان در نظر آنان حامله بود نه زاییده و منبع حیات. همچنین مؤنث بود نه مذکر.

پیکره های کوچک زیادی از رب النوعی برهنه در مکان های ماقبل تاریخی ایران پیدا شده که محققان را به این نتیجه می رساند انسان ماقبل تاریخ فلات ایران نیز دارای این گونه معتقدات بوده اند. این رب النوع احتمالاً همسری نیز داشته که او هم رب النوع بوده و در آن واحد هم شوهر و هم فرزند او محسوب می شده. بدون شک مبدأ ازدواج بین برادران و خواهران را می توان در همین مذهب ابتدایی جست وجو کرد. همچنین اساس ازدواج بین مادر و پسر را که کمتر سابقه دارد باید در همین آیین یافت. در میان بعضی از این ملل زن فرمانده سپاه بود. از جمله در میان طایفه گوتی که کوه نشینان ساکن دره کردستان بودند.

از نظر مذهبی دنیای عیلامی ها پر از ارواح بوده است. آنها خدای بزرگی هم داشتند که آن را «سوشیناک» می نامیدند. ولی این خدا به پادشاهان و کاهنان اختصاص داشته. عیلامی ها بعد از این خدا به شش الهه معتقد بودند و سپس به گروهی از ارواح عقیده داشتند. آنها مجسمه خدایان را می ساختند. بنابراین مذهبشان شرک و بت پرستی بوده است.

وضع سیاسی آنها نیز بی شک مبتنی بر دسته بندی خانواده و شورای ریش سفیدان بود. اندیشه اعطای قدرت به یک رییس که بعدها تبدیل به شاه شد تا مدت ها در فلات ایران تحقق نیافت.

منبع:

ایران از آغاز تا اسلام، تألیف پرفسور رمان گریشمن، ترجمه دکتر محمد معین، تصحیح دکتر میترا مهرآباد

تاریخ ایران نوشته حسن پیرنیا

http://www.raceandhistory.com/cgi-bin/forum/webbbs_config.pl?md=read;id=790

Www.020.ir

Www.javadlandook@gmail.com

جوادلندوک

۱۵ فروردين ۹۴ ، ۰۹:۰۸ ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
جوادلندوک

وقایع عصر حجر در ایران

وقایع عصر حجر در ایران

عصر پارینه سنگی قدیم

ایران عصر حجرانسان ها از اواخر دوران پارینه سنگی قدیم در فلات ایران ساکن شده اند. دوره پارینه سنگی قدیم از حدود 2500000 تا 200000 سال قبل را در بر می گیرد.شواهد حضور انسان در این دوران با انجام کشفیات در غار دربندرشی گیلان به دست آمده که تاریخ سکونت در ایران را به 200000 سال قبل می رساند. انسان‌های اواخر دوره پارینه ‌سنگی قدیم ایران از غار دربند برای سکونت کوتاه‌ مدت استفاده می‌کردند و سنگ‌ های آذرین و چخماق را برای ساخت ابزارهای سنگی همچون خراشنده و درفش مورد استفاده قرار می دادند.

غارهایی که انسان‌های پارینه سنگی 200 تا 300 هزار سال پیش انتخاب می‌کردند در ورودی خاصی داشت و رو به شرق قرار داشت تا هم از گرمای آفتاب استفاده کنند و هم در فصل زمستان آثار یخبندان به داخل غار نفوذ پیدا نکند.

شواهدی که حاکی از حضور انسان در فلات ایران در دوره پارینه سنگی میانه است مربوط به چند غار و پناهگاه صخره ای، بیشتر در کوه های زاگرس در غرب ایران است. دوره پارینه سنگی میانه با عصر موستری (دوره صنایع ساخت ابزار سنگی در 100000 سال قبل از میلاد) همزمان است. سطح اقتصادی و اجتماعی مرتبط با صنعت موستری نسبتاً کوچک است. در این دوران انسان های ساکن ایران با سفر از جایی به جایی دیگر به شکار می پرداختند و به صورت گروه های جمع آوری غذا حرکت می کردند. در این دوران به طور کلی هنوز چشم انداز برای سکونت بسیار اندک بود.

به دنبال عصر موستری صنعت سنگ چخماق پالئوتیک جدیدتر به وجود می آید که ممکن است از 36000 قبل از میلاد شروع شده باشد.

عصر نوسنگی  یا دوره روستای اولیه

عصر نوسنگی با رشد کشاورزی و آبیاری همراه است. چراکه در عصر نوسنگی دما و بارندگی برای کشاورزی مناسب می شود. عصر نوسنگی در ایران از حدود 8000 پیش از میلاد آغاز شد و حدود 5500 پیش از میلاد به پایان رسید. مشخصه این عصر در ایران رشد سکونت گاه های کوچکی است که در آنها 50-100 نفر ساکن می شوند. این افراد یا در خانه های ساخته شده از آجر نپخته و یا چادر و یا سرپناه هایی از علف زندگی می کردند. حفاری های بیشتری برای شناخت تفاوت طبقات، شکل معابد و دیگر سازه های خاص آن زمان مورد نیاز است. 

دوره نوسنگی اولیه (8000-7300 قبل از میلاد) زمان شروع استفاده از سفال بوده است. انسان ها در این دوران استفاده از خاک رس برای ساخت سفال را شروع کردند و این در نتیجه آشنا شدن آنها با کشاورزی و توسعه روستاها بوده است.

ابزار دوره نوسنگی بیشتر از جنس سنگ چخماق، چوب و یا بافت های گیاهی بوده. اشکالی از گوسفند، گاو، سگ، خوک و انسان ها که از خاک رس درست می شده اند هم کشف شده اند. دستبندها و آویزها هم اغلب به وسیله ساکنان روستاها مورد استفاده قرار می گرفته است. در این دوران ابزاری برای برداشت محصولات کشاورزی، قصابی، چرم کاری و دیگر چیزها از سنگ چخماق ساخته شد. در حالی که سنگ های آسیاب، هاون و دسته هاون از سنگ آهک ساخته می شد. مس خالص بومی فلات مرکزی ایران هم برای ساخت مهره و سنجاق چکش کاری شد مورد استفاده قرار گرفت.

منبع:

http://www.yjc.ir/fa/news/4853977/%D9%82%D8%AF%DB%8C%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D9%88%D8%B2%D9%87-%D9%85%D9%84%DB%8C

http://www.britannica.com/EBchecked/topic/851961/ancient-Iran/32097/The-prehistoric-period

http://www.farsnews.com/printable.php?nn=13910230001336

Www.020.ir

Www.javadlandook@gmail.com

جوادلندوک

۱۵ فروردين ۹۴ ، ۰۹:۰۵ ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
جوادلندوک

روابط ساکنان ایران و بین النهرین قبل از حمله کوروش

روابط ساکنان ایران و بین النهرین قبل از حمله کوروش

حمیده احمدیان راد

ساکنان ایران به طور مستقیم از ظهور و تکامل دولت - شهرهای منطقه بین النهرین تأثیر پذیرفتند به ویژه این که ولایات جنوب غربی ایران در حوزه نفوذ بین النهرین قرار گرفتند. از 5300 قبل از میلاد تا 539 پیش از میلاد یعنی هنگامی که کورش کبیر به آخرین پادشاهی های بین النهرین پایان داد، مناطق مرزی کنونی ایران یعنی استان های خوزستان و کردستان همچنان بخشی از فرهنگ بین النهرین بزرگ را تشکیل می دادند. درحدود 3200 قبل از میلاد، عیلامی ها، اولین ساکنان ایران بودند که یک پادشاهی قابل اعتنا را در ایران به وجود آوردند. پایه حکومت آنها در جنوب غربی ایران به وجود آمد و بیش از دو هزارسال به طول انجامید.

نقشه بین النهرین

فرهنگ اریدو

فرهنگ سامرا برای اولین بار در 5500 بیش از میلاد آبیاری را در شمال بین النهرین مورد استفاده قرار داد. در آن زمان دیوارهایی گرد روستاها وجود داشته است.

در 5300 پیش از میلاد یکی از اولین شهرهای جهان به نام اریدو (Eridu) به وسیله سومری ها ساخته شد و فرهنگ نوسنگی اریدو (فرهنگ مس و سنگ عبید) ریشه گرفت. در دوران باستان تصور می شد که این شهر به وسیله خدایان ساخته شده. اریدو خانه خدای آب «انکی» (Enki) بوده است. یک پادشاه سومری آن را شهر اولین شاهان می نامد. فرهنگ اریدو تا 4000 قبل از میلاد رونق داشت. این تمدن در زراعت و آبیاری و استفاده از مس پیشرو بود. بعد به تدریج روستاها بزرگ شدند و به شهر تبدیل شدند و در اواخر دوره اریدو معابد و چند نوع حاکم نشین وجود داشته. این شهرها در شمال بین النهرین گسترش یافتند.

اوروک (منشأ نام عراق)

به دنبال دوره اریدو، دوره اوروک (Uruk) به وجود آمد و از 4000 تا 3100 پیش از میلاد به طول انجامید. در این دوران یکی از قدیمی ترین شهرهای جهان یعنی اوروک در جنوب بین النهرین به وجود آمد که نام جدید عراق می تواند از آن منشأ گرفته باشد. البته چنان که گفته شد پیش از به وجود آمدن شهرها در جنوب بین النهرین، شهرهای بزرگی در شمال بین النهرین وجود داشته است. برک در سوریه از آن جمله است. در دوره اوروک خط اختراع شد و معابد بزرگی نیز ساخته شدند. دولت - شهرهای های این دوره  از حیث سازمان دهی عالی و از لحاظ حکومت داری قابل اعتنا بودند. تا 3000 بیش از میلاد، دولت اوروک به قدری نیرومند شد که توانست دولت - شهرهای دیگر را مطیع و موجبات ظهور امپراطوری سومر را فراهم کند.

اولین سلسله سومر

امپراطوری سومر با سلسله کیش درحدود 3000 پیش از میلاد شروع می شود. کیش، دولت - شهر بین النهرین باستان بود که در شرق بابل، آن چه که حالا در مرکز- جنوب عراق است واقع شده بود. طبق منابع سومری باستان این شهر محل اولین سلسله بعد از طوفان نوح بود. در این زمان درگیری های گسترده ای بین بسیاری از دولت - شهرهای بین النهرین جریان داشت. یکی از شهرها بقیه را فتح می می کرد، اما خیلی زود به وسیله شهری دیگر سرنگون می شد. تا 2700 پیش از میلاد، به نظر می رسد که مرکزیت از کیش به اوروک منتقل شده باشد. سلسله های اوروک و اور از  2700 پیش از میلاد تا حدود 2500 پیش از میلاد حکومت کردند. آنها در این زمان حکومت را به لاگاش واگذار کردند. در 2334 قبل از میلاد، آخرین پادشاهان سومری به وسیله سارگون اول از اکد سرنگون شدند.

اکد

با سرنگونی پادشاهی سومر، اکدهای سامی نژاد برتری خود را بر بین النهرین دیکته کردند و از 2334 قبل از میلاد تا حدود 2100 قبل از میلاد بر این سرزمین فرمانروایی کردند. لوگل- زیج- سی (Lugal-Zage-Si) یکی از نخستین فرمانروایان اکدی بود. وی بر پادشاهی عیلام که پایه هایش در جنوب غرب ایران بود تفوق یافت. سارگن اول بزرگ ترین پادشاه اکد شناخته می شود. وی کل بین النهرین را فتح کرد و بر آن حکم راند. براساس لوح های گلینی که متعلق به دوران خودش بوده این احتمال وجود دارد که سارگن قدرتش را در سراسر ایران گسترش داده باشد.

گوتی ها و نئو سومری ها

در حدود 2200 پیش از میلاد گوتی ها از کوه های زاگرس به بین النهرین هجوم بردند. اولین پادشاهان گوتی رفتار وحشیانه ای با اهالی تابع سومر داشتند. آنها کانال های آبیاری ای که آب را به مزارع می رساند تعمیر نمی کردند در نتیجه اهالی شهر لاگاش شورش کردند و مستقل شدند. شاه لاگاش به نام گودآ (منس) پادشاه مقتدری بود، اما تنها اهمیت محلی داشت و گوتی ها هنوز بر بیشتر سومر حکمفرمایی می کردند. سرانجام یوتوخگل (utukhegal) پادشاه اوروک، گوتی ها را بیرون راند و اور در زمان اور-نمو (ur-nammu)، کسی که سومین سلسله اور را بنا نهاد بر سومر مسلط شد. خاندان اور بیش از 100 سال بر بین النهرین حکومت کرد. شولجی مشهورترین پادشاه سلسله سوم اور بود. این دوره به عنوان «رنسانس سومری» یا نئوسومر شناخته می شود. در این دوره معابدی برپا شد و بازرگانی رونق داشت. اما مشکلاتی با قبایل اموری (Amorite) در غرب وجود داشت.

سرانجام در شهر لاگاش در سومر شورش شد و لاگاش مستقل شد. اندکی بعد این «عیلام» بود که در سال 2004 قبل از میلاد به سومر حمله کرد و آخرین پادشاه اور، ایبی-سین (ibbi-sin) را به اسارت گرفت.

مدتی بعد شاهی سامی به نام ایسین ایشبی- ارا (isin ishbi-erra) قدرت گرفت و عیلامی ها را از سومر بیرون راند. قبایل اموری سامی به سومر آمدند و قدرت را در بسیاری از دولت - شهرهای بین النهرین در دست گرفتند.

بابل قدیم

از 2000-1750 پیش از میلاد جنگ قدرتی بین ایسین (isin) و لارسا (larsa) در جنوب بین النهرین در گرفت. در 1750 بیش از میلاد حمورابی پادشاه بابل بیشتر عراق امروزی را فتح کرد و امپراطوری ای را به وجود آورد که بلافاصه بعد از مرگش شروع به زوال کرد.

کاسی ها

کاسیها ها قبیله ای کوه نشین از لرستان بودند که احتمال دارد بین 4000 و 3000 پیش از میلاد به این منطقه مهاجرت کرده باشند. تا همین اواخر تصور می شد آنها هندواروپایی بوده اند اما تحقیقات اخیر نشان داده که بی شک هندواروپایی زبان نبوده اند. بنابراین این نظریه که آنها هندو اروپایی بوده اند اثبات نمی شود.  

کاسی ها در 1595 پیش از میلاد پیشرفتشان را شروع کردند و کنترل شمال بین النهرین را در دست گرفتند و برای چهار قرن بر بابل حکومت کردند. برخی از حاکمان برجسته کاسی ها عبارتند از: کوریگلزو اول (kurigalzu) (تقریباً 1400-1375 پیش از میلاد) که شهری به نام دور-کوریگلزو (dur-kurigalzu  را ساخت، کدشمن (kadashman)، انلیل اول و برنبریش دوم (burnaburiash) که مکاتباتشان با آمنحوتپ سوم و آمنحوتپ چهارم از مصر حفظ شده است. شاهزادگان کاسی با شاهزادگان آشوری، هیتی و عیلامی ازدواج کردند. در قرن 12 قبل از میلاد حکومت کاسی ها در نتیجه هجوم عیلامی ها از بین رفت. عیلامی ها بابل را فتح کردند و آخرین فرمانروای کاسی ها، انلیل-ندین- اخ (anllil-nadin-akhe) را در شوش زندانی کردند. وی در همان جا درگذشت.

میتانی ها و هیتی ها

میتانی ها شاهان فئودالی بودند که در قرن 14 قبل از میلاد سلسله ای را در شمال بین النهرین (سوریه و ترکیه امروزی) بنا نهادند. باور بر این است که آنها جنگجویان مخوفی از تبار آریایی بوده اند. این از اولین مرتبه هایی است که درباره هندواروپایی ها می شنویم. چنان که می دانیم هندواروپایی ها بعدها بنیان پادشاهی های ایرانی را بنا نهادند. ارتباط میتانی ها با هندوایرانی ها اولین بار در قرن 18 میلادی با کشف یک کتیبه مطرح شد. در این کتیبه سخن از پیمان ازدواج بین میتانی ها و هیتی ها به میان آمده و از خدایان ودایی مانند ایندرا، ورونا، میترا و نستیس (nasatyas) طلب زندگی سعادتمندانه ای برای یک زوج شده است.

نظریه منشأ آریایی داشتن میتانی ها قوی تر است چراکه در سوابق میتانی ها به شاهانی با نام های هندوایرانی مانند: کرتا (kirta)، سوترنا (sutarna)، برترنا (barattarna)، پرشتتر (parshatatar)، ارتتم (artatama)، ارتشومرا (artashumara) و توشرت (tushratta) برمی خوریم.

قدرت میتانی ها بعد از قرن 13 قبل از میلاد رو به زوال نهاد و آنها به تدریج تبعه آشوری ها شدند.

هیتی ها هم مثل میتانی ها، به زبان هندوایرانی صحبت می کردند. هیتی ها بر آناتولی مرکزی حکم می راندند. قدرت آنها در قرن 18 قبل از میلاد افزایش یافت و به تدریج با فتح سوریه بیشتر شد. آنها درگیر زدوخوردهایی با میتانی ها در مرز بین النهرین شدند. هیتی ها در 1274 قبل از میلاد با نیروهاى مصرى در کدش (Kadesh) در سوریه وارد جنگ شدند اما پس از مدت ها نبرد هر دو طرف به وسیله دیگری متوقف شد و هیچ کدام قادر مغلوب کردن طرف دیگر نبودند. قدرت گرفتن دولت آشور در بین النهرین در 1258 قبل از میلاد هیتی ها را مجبور به امضای پیمان صلح با مصر کرد. با این حال، حکومت آنها مدت زیادی نپایید و وقتی که قبایل لوین (luwian)، بریگس (bryges) و کسکس (kaskas)، هتوسا (hattusa) پایتخت هیتی ها را در 1180قبل از میلاد به آتش کشیدند به پایان راه خود رسید. چند  قرن بعد از تاراج هتوسا، هیتی ها به طور کامل از صفحه روزگار محو شدند.

آشور و بابل جدید

به نظر می رسد آشور در نیمه اول هزاره دوم قبل از میلاد در شمال بین النهرین توسعه خود را آغاز کرده و با شکست دادن هیتی ها بیشتر بین النهرین را فتح کرده باشد. امپراطوری آشور در پایان هزاره سلطه اش را به لوانت (مدیترانه شرقی) و بخش هایی از کردستان ایران نیز گسترش داد. با این حال، شورش های مکرر در مصر آشور را تضعیف کرد. وقتی که مردمانی جدید، یعنی مادها و پارس ها، به ایران کنونی مهاجرت کردند، به آشور حمله و تمدن آن را نابود کردند. آشور تا 602 قبل از میلاد بر بین النهرین حکومت کرد تا این که آشور- اوبالیت (Asur-uballit)، آخرین حاکم آشور از بابلی ها شکست خورد. از آن به بعد بابل با پادشاهانی مانند نبوپولاسار و نبوکد نصر بر بیشتربین النهرین حکومت کرد تا این که در 539 قبل از میلاد یعنی زمانی که کوروش بابل را فتح کرد به استقلال بین النهرین پایان داده شد.

تمدن زاینده رود

در هزاره پنجم پیش از میلاد، هنگامی که دولت - شهرها در بین النهرین ظاهر می شدند، تمدن زاینده رود نیز در ساحل زاینده رود در حال شکوفایی بود. استان های کنونی اصفهان، چهار محال و بختیاری و یزد در مرکز ایران، در قلب تمدن زاینده رود قرار داشتند. اصفهان از بسیاری جهات، یکی از قدیمی ترین شهرهای جهان در نظر گرفته می شود.افسانه ها و روایات قومی محلی درباره این شهر وجود دارد و پژوهش های باستان شناسی نیز بقایای یک شهر دفن شده را نمایان کرده. باور بر این است که این شهر در نتیجه جنگ و قحطی نابود شده است.

تپه سیلک مثالی از یک سکونت گاه مربوط به تمدن زاینده رود است. سیلک همچنین قدیمی ترین زیگورات جهان را دارد که به وسیله جانشینان مردم زاینده رود یعنی عیلامی ها درحدود 2900 قبل از میلاد ساخته شد. فرهنگ چشمه (Cheshma) در جنوب شرقی تهران و فرهنگ حصار برخی از عناصر دیگر تمدن زاینده رودند.

در دسامبر 1385، سفال ها و عناصر تزئینی دیگری در نزدیکی شهرستان بم یافت شد که شباهت قابل توجهی به آثار موجود در تپه سیلک دارد. باور بر این است که این مکان که منطقه ای بیش از 300 هکتار را فرا می گیرد بزرگ ترین مکان باستان شناسی پیش از تاریخ ایران باشد.

منبع:

http://www.britannica.com/EBchecked/topic/851961/ancient-Iran/32097/The-prehistoric-period

http://www.ancient.eu/eridu/

http://www.britannica.com/EBchecked/topic/319361/Kish

Www.020.ir

Www.javadlandook@gmail.com

جوادلندوک

۱۵ فروردين ۹۴ ، ۰۸:۵۹ ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
جوادلندوک

مادها که بودند؟

مادها که بودند؟

حمیده احمدیان راد

مادها چادرنشینانی بودند که در هزاره دوم پیش از میلاد از سمت مرزهای شمال شرقی و شمال غربی وارد سرزمین کنونی ایران شدند. در قرن هشتم پیش از میلاد قبیله های ماد به رهبری یکی از رؤسای قبایلشان به نام دیااکو با هم متحد شدند و یک پادشاهی محلی به وجود آوردند. به این ترتیب دیااکو بنیان گذار حکومت ماد شد. حکومت ماد برای بقا مجبور بود با همسایگان نیرومندش یعنی آشور (در بین النهرین)، اورارتو (ارمنستان کنونی) و سکاییان که آنها هم از نژاد آریایی بودند بجنگد.

پایتخت مادها اکباتان نام داشت. اکباتان به معنی جای گردهمایی است. اکباتان در زیر شهر همدان امروزی دفن است. قدرتمندترین پادشاه ماد هوخشتره نام داشت. وی نوه دیااکو بود.

سرزمین اصلی ماد شامل آذربایجان، کردستان و عراق عجم بوده است. عراق عجم براساس نقشه های امروزی شامل این شهرها و استان ها است: بیجار (گروس)، همدان، کرمانشاه، قزوین، اراک، اصفهان، نهاوند، ری تا دربند دریای خزر که ماد را از پارت جدا می کرد. بعد که ماد در زمان هوخشتره وسعت یافت از رود هالیس (قزل ایرماق کنونی در ترکیه) به سمت غرب و از دریای خزر تا پارس و خوزستان امتداد داشت.

قلمرو پادشاهی مادها

قلمرو پادشاهی مادها (در زمان هوخشتره) براساس نوشته های هرودوت

اطلاعات زیادی درباره تشکیلات دولت ماد در دست نیست. تنها چیزی که معلوم است این است که دولت ماد با کوشش جسورانه افراد خاندان دیااکو تشکیل شد. درواقع آنها موفق شدند از ایل های متفرق حکومتی ایجاد کنند. بعضی از ایل ها داوطلبانه و برخی با زور به حکومت آنها ضمیمه شدند. مشخص است که به دلیل موقعیت جغرافیایی و وضعیت آب که باعث می شده این ایل ها از یکدیگر فواصل طولانی داشته باشند اجتماعشان سخت بوده است. اما عوامل خارجی ای که در نهایت موجب وحدت ماد شده قوی تر بوده است.

عوامل خارجی که موجب تشکیل حکومت ماد گردید تهدید از سوی کشور اورارتو (ارمنستان کنونی) و سیاست های استعماری آشور بوده است. به این ترتیب مادها مجبور شدند یکی از این دو گزینه را انتخاب کنند. یا زیر سایه وحدت خود زندگی کنند یا به خاطر یوغ خارجی محو شوند. مادها راه اول را برگزیدند و نام پایتخت ایشان که هگمتانه به معنی محل اجتماع است نیز به خوبی این سعی و تلاش را می رساند. براساس منابع آشوری هم هیچ کس به اندازه مادها بر ضد آشورها طغیان و عصیان نکردند.

احتمالاً تشکیلات سیاسی دولت ماد تا حدی شبیه به آشور بوده. ولی فرهنگ معنوی و مادی آنها چندان مشخص نیست. آنها در واقع زندگی روستایی داشتند و برای فتح سرزمینی که در آن زیست می کردند می جنگیدند. براساس آثار به جا مانده از مادها، به نظر می رسد که مردان مادی دارای سبیل و ریش بودند، پوست حیوانات بر جامه خود می افکندند و کفش آنان بلند با پنجه برگشته بوده است. شیر عظیم همدان که قسمت اعظم آن خراب شده و برخی آثار در صخره های سرپل و کردستان از تنها بازمانده های مادها است.

سلسله مادها عمر کوتاهی داشت. آخرین پادشاه ماد ایخ توویگو یا اژدی هاک (یونانی ها او را آستیاگ نامیده اند) نام داشت. این شاه مدتی طولانی سلطنت کرد. این پادشاه از شکوه و تجملات آشور تقلید می کرد و دربار خود را همانند آشوری ها سازماندهی کرد. ولی مردم ماد از او راضی نبودند چراکه با ظهور کوروش هخامنشی، آستیاگ را رها کردند و به پارس ها ملحق شدند و در نتیجه مملکت بزرگ ماد ضمیمه پارس شد (550 قبل از میلاد).

نحوه نابودی پادشاهی ماد

در قرن هشتم پیش از میلاد پارس ها که آنها هم قبیله ای آریایی بودند از شمال غرب ایران به جنوب حرکت کردند و در کوهستان های بختیاری مستقر شدند. پارس ها در زمان پادشاهی مادها از قبایل باج گذار آنها بودند. اما قدرت گرفتند. آنها پس از حرکت به جنوب ابتدا به رهبری فردی به نام چیش پش که پادشاه انشان بود بخشی از قلمرو تمدن کهنه و بومی عیلامی را تصرف کردند و حکومتشان را از جهت جنوب به شرق گسترش دادند. پارس ها به سرزمینی که از عیلامی ها گرفتند نام پارس یعنی نام قوم خود را دادند. چیش پش که اینک پادشاه انشان و پارس شده بود در سال 640 قبل از میلاد درگذشت. اما پیش از مرگ قلمروش را میان دو پسرش کوروش و آریارمنه تقسیم کرد. کوروش پادشاه انشان شد و بخش جنوب شرقی یعنی سرزمین پارس به آریارمنه رسید. در زمان کمبوجیه اول پسر کوروش، دو پادشاهی کوچک پارس متحد  شدند. کمبوجیه که پدر کوروش کبیر بود باج گذار پادشاه ماد، هوخشتره بود. حکومت پسر هوخشتره یعنی آستیاگ یا اژدهاگ (584 تا 550 پیش از میلاد) دورانی نسبتاً آرام بود اما حکومت وی سرانجام به دست کوروش کبیر سرنگون شد. کوروش کبیر نوه اژدهاگ از دخترش ماندانا بود. ماندانا با پادشاه پارس یعنی کمبوجیه اول ازدواج کرده بود.

پایتخت مادها

دیااکو محلی که آن را اکباتان به معنی محل اجتماع می نامیدند را به پایتختی انتخاب کرد. اکباتان یا هگمتانه در جاده ای قرار داشته که سپاهیان آشور در طول این جاده در این ناحیه نفوذ می کردند. به این ترتیب این شهر برای جلوگیری از پیشرفت آشوری ها توسعه یافت. (در خطوط آشوری نام این شهر امدانا و در کتیبه های هخامنشی هنگ متان نوشته شده و حالا موسوم به همدان است.) شهر هگمتانه قبل از دیااکو نیز وجود داشته و سلاطین آشوری در قرن دوازدهم قبل از میلاد اسم آن را برده اند. ولی دیااکو نظامی به این شهر داد و درواقع شهر جدیدی ساخت که هفت دیوار دور آن کشیده شده بود چنان که هر دیواری بر دیوار دیگری مشرف بود و دیوار درونی آخری بر تمام دیوارها مسلط بود. قصر پادشاه را در پس هفتمین دیوار ساخته بودند. برج های این قلعه رنگ طلایی داشت و برج های سایر دیوارها را به رنگ های مختلف رنگ آمیزی کرده بودند. چنین رنگ آمیزی ای در بابل علامت سیارات هفت گانه بود (سیارات هفت گانه به فارسی عبارت بودند از ماه، تیر، ناهید، مهر، بهرام، هرمز و کیوان). ولی رنگ آمیزی ای که در زمان دیااکو انجام گرفتت در واقع فقط تقلیدی از بابلی ها بود.

شاهان ماد

چنان که گفتیم در قرن هشتم پیش از میلاد رییس یکی از قبیله های ماد، که یونانیان به او دئیوس می گفتند، قبیله های ماد را با هم متحد کرد و یک پادشاهی محلی به وجود آورد. به این ترتیب دیااکو بنیان گذار حکومت ماد شد. اما آرزوی دیااکو برای اتحاد قبایل ماد درواقع بیشتر در زمان پسرش فرورتیش محقق شد.

فرورتیش یا به زبان یونانی فراارتس (655 تا 633 قبل از میلاد) بعد از پدرش دیااکو به تخت سلطنت نشست. در زمان فرورتیش، قلمرو ماد منطقه وسیعی از همدان تا شرق دماوند و جنوب کرانه های صحرای مرکزی ایران بود. سیاست فرورتیش در ابتدا حفظ مناسبات خوب با آشور بود. فرورتیش به مرور آریایی نژادهای دیگر از جمله پارس ها را مطیع خود کرد. اما وقتی به سمت شرق پیشرفت کرد خواست که از قید آشور خلاص شود و دیگر به آنها باج نپردازد. اما این تصمیم به ضرر خودش و مادها تمام شد. فرورتیش با آشور وارد جنگ شد ولی سپاه چریکی او در مقابل قشون مشق کرده آشور تاب نیاورد و شکست خورد. سکاها هم که از متحدان آشور بودند از عقب به مادها حمله کردند و فرورتیش در این جنگ ها جانش را از دست داد. بعد از این واقعه به قول هرودوت مادها 28 سال تحت قیادت سکاییان باقی ماندند. (653 تا 625 قبل از میلاد)

پس از مرگ فرورتیش، کیاکزار (هوخشتره) به جای پدر به تخت سلطنت نشست. هوخشتره قدرتمندترین شاه ماد بود. چنان که گفته شد مادها 28 سال تحت قیادت سکاها بودند. سال هایی که هوخشتره پسر و جانشین فرورتیش ملزم به اطاعت از سکاها بود برای آینده نظامی ماد بی فایده نبود. او قشون خود را تحت نظمی جدید درآورد. سواره نظام و کمان دار و پیاده نظام ترتیب داد و احتمالاً فنون جنگی سواران سکایی که در جنگ متحرک مهارت داشتند را به کار گرفت. در نهایت هوخشتره آشور را شکست داد و بخشی از مستملکات آن را گرفت. سکاییان را هم شکست داد و از زیر بار پرداخت باج به آنها رهایی یافت.

چنانکه گفته شد حکومت پسر هوخشتره یعنی اژدهاگ (584 تا 550 پیش از میلاد) دورانی نسبتاً آرام بود اما سرانجام حکومت مادها و حکومت اژدهاگ به دست نوه خودش کوروش کبیر سرنگون شد. کوروش کبیر نوه اژدهاگ از دخترش ماندانا بود. ماندانا با پادشاه پارس یعنی کمبوجیه اول ازدواج کرده بود.

منبع:

تاریخ ایران نوشته حسن پیرنیا

ایران از آغاز تا اسلام، تألیف پرفسور رمان گریشمن، ترجمه دکتر محمد معین، تصحیح دکتر میترا مهرآباد

ایرانیان، نوشته همایون کاتوزیان

Www.020.ir

Www.javadlandook@gmail.com

جوادلندوک

۱۵ فروردين ۹۴ ، ۰۸:۵۵ ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
جوادلندوک
Instagram Instagram